زنان خاورمیانه
. ما زنان خاور میانه با من از قدرت و استقامت سخن نگویید من دانه ای ریز و شکننده بودم که در زیر خروار خروار درد و رنج و محرومیت و محدودیت، مدفون بود. دختری که مهر مادر نداشت، مادرم دخترانش را دوست نداشت، مادری که خود زن بود و زن را بی ارزش و ناچیز میدانست. من با تمام زنهای دیگر خاورمیانه هم درد بودم و هستم ولی دردی مضاعف نیز گلویم را میفشرد، تمام زنها زمان درد و رنجشان مادری داشتند که به او پناه ببرند، تمام جانوران و پرندهها و خزنده ها و حتی تمام موجودات وحشی، در این هستی، مادر دارند، من و پنج خواهر دیگرم اما محروم بودیم. حال درد شرع و قوانین خفقان اسلامی برای زنان را بهاضافهی سلطهی مردهاو مالکیت برادر و پدر و فشارو محرومیت و رنج و درد لاعلاج بی مادری را بر دوش یک دختر بچه نحیف بگذارید، و در نهایت بی پناهی و ناآگاهی، بدون آنکه این دخترک بیچاره روحش خبر داشته باشد جرمش چیست، محکوم به ازدواج قبل از سن بلوغ و اطاعت از شوهر و مادرشوهر و رنجهای بیشمار زندگی مشترک کنید و اورا وادارید که مطیع و ساکت و نجیب باشد، دختری که از شوهرش بخاطر زیربار...