زنان خاورمیانه

 .


ما زنان خاور میانه

با من از قدرت و استقامت سخن نگویید

من دانه ای ریز و شکننده بودم که در زیر خروار خروار درد و رنج و محرومیت و محدودیت، مدفون بود. 

دختری که مهر مادر نداشت، مادرم دخترانش را دوست نداشت، مادری که خود زن بود و زن را بی ارزش و ناچیز میدانست. 

من با تمام زنهای دیگر خاورمیانه هم درد بودم و هستم ولی دردی مضاعف نیز گلویم را می‌فشرد، 

تمام زنها زمان درد و رنجشان مادری داشتند که به او پناه ببرند، تمام جانوران و پرنده‌ها و خزنده ها و حتی تمام موجودات وحشی، در این هستی، مادر دارند، من و پنج خواهر دیگرم اما محروم بودیم.

حال درد شرع و قوانین خفقان اسلامی برای زنان را به‌اضافه‌ی سلطه‌ی مردهاو  مالکیت برادر و پدر  و فشارو محرومیت و رنج و درد لاعلاج بی مادری را  بر دوش یک دختر بچه نحیف بگذارید، و در نهایت بی پناهی و ناآگاهی، بدون آنکه این دخترک بیچاره روحش خبر داشته باشد جرمش چیست، محکوم به ازدواج قبل از سن بلوغ و اطاعت از شوهر و مادرشوهر و رنجهای بیشمار زندگی مشترک کنید و اورا وادارید که مطیع و ساکت و نجیب باشد، دختری که  از شوهرش بخاطر زیربار حرف زور نرفتن اطرافیان و مطیع نبودن، کتک میخورد سکوت کند تا نجیب باشد، دختری که وقتی جواب حرفهای بی منطق مادرشوهر را میدهد، سلیطه و زبان دراز است.

با من از قوی بودن سخن نگویید، 

من دانه‌ای کوچک زیر خروار خروار رنج و درد بودم، 

وقتی که در ۱۵ سالگیم مادر شدم درحالی که عشق مادر را تجربه نکرده بودم و حتی نمیدانستم مادر چه مفهومی دارد،

من دختری بی مادر، که قبل از پریود شدن، زن شد. ((((وای بر من هنوز هم میترسم نکند این نوشته ها را که میخوانند مرا نانجیب پندارند، چند بار نوشتم عادت ماهانه و باز پاک کردم)))

من دختری که بی پناه و خام به دست توفان سپرده شدم، با چه جراعتی شماتتمان میکنید که ضعیف هستیم، نجیب نیستیم، زبان دراز و سلیطه‌ایم، ما زنان خاورمیانه‌ایم، از دل توفانهای سهمگین برخاسته‌ایم، من مادری کرده ام بی آنکه مادر ببینم، زنانگی کرده‌ام قبل از آنکه بالغ شوم.

در کودکی زن شدم و در نوجوانی مادر بودم، و در جوانی بیوه شدم، مادری تنها و بی پناه، من نماد قدرتم، من خود خود قدرت و ایستادگی‌ام، من دانه‌ی نحیفی هستم که از زیر خروارها خاک سربرآوردم و شکوفه زدم،

من زن خاورمیانه‌ام، مرا به سکوت و نجابت نخانید من نوری هستم که از سیاه‌ترین و مخوف‌ترین لحظه‌های زندگی گذر کردم و خاموشی نگرفتم، اکنون دیگر نمی‌توان مرا خاموش کرد. . 

#let_us_talk 

#بگذارید_حرف_بزنیم

Comments

Popular posts from this blog

زنان ایران

کوتوله‌های غمگین

تولد آگاهی