کوتولههای غمگین
برای رومیناهای سرزمینم سرزمین ما سرزمین کوتولههای غمگین است، طی هزاران سال پیش، با ورود دین به این سرزمین زیبا، مردم کمکم به کوتوله تبدیل شدند، هر کس به نفع خود دیگری را لگدمال کرد و بالا رفت. اینجا جانها کمترین ارزش را دارند. انسانیت در قعر تاریکی مدفون شده است. هر کسی به نفع خویش دیگری را نردبان خود کرده و با چشمان کور و ذهن الوده به سم مهلک تعصب و غیرت، بالا میرود. جامعهای ناآگاه، بدون مطالعه با احساسات اغراق شده و پیروی کورکورانه از باورهای پوسیدهی هزاران سال پیش اعراب، جامه میدرند و سینه چاک میکنند که هان ما پیرو دین برحقیم و خدا زن را از دنده چپ مرد برای آرامش او آفرید، پس مرد مالک زن و صاحب اوست.! این روزها که بحث مردسالاری و مطالبه حقوق زنان و کودکان داغ است، کمی آشوب و ویرانی ذهنهای مغشوش پرهیاهو و افسارگسیختهمان را نگاه کنیم، به راستی منشا این حجم از نادانی و ناآگاهی کجاست؟ این سم مهلک، این حجم از آشوب و فغان برای مالکیت و تعصب و کشتن از کجا سرچشمه میگیرد؟! تا زمانی که ندانیم این حجم از نادانی و ناآگاهی چگونه بر جان و ذهن مردان و ...